|
این قافله عمر عجب میگذر!!! + نوشته شده در شنبه 21 مهر1386 توسط محمد علی |
عجب بالا پائینی داره این زندگی به خدا!!!!!!!!!!!! + نوشته شده در جمعه 13 مهر1386 توسط محمد علی |
......I don’t know any thing about this + نوشته شده در سه شنبه 10 مهر1386 توسط محمد علی |
خسته ام .....حتی از خسته شدن هامم خسته ام! پ ن : بخدا من عاشق هیشکی نشدم که بخواهد منو ترک کنه!!! کلی گفتم! + نوشته شده در جمعه 6 مهر1386 توسط محمد علی |
میگم خدا رو شکر این دانشگاه از ساعت ۸ صبح شروع میشه.....امروز داشتم به این فکر میکردم اگه زودتر شروع میشد این خانومهایه به اصطلاح محترم(!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!) باید ساعت ۵ صبح بیدار میشدن واسه مرتب کردن سر و صورتشون!
به خدا از بوی ادکلن بدم اوومد!! + نوشته شده در چهارشنبه 4 مهر1386 توسط محمد علی |
بابام یه آدم مذهبیه....خیلی مذهبی! خیلی بچه که بودم میگفت محمد علی فلان کارو نکن چون تشبس به کفار میشه....همش میگف اگر اینکار و بکنیم میشیم شبیه کافرا...... گاهی اوقات میزنه به سرم که نمیخواهم مسلمون باشم .....چون تشبس به کفاره...... آخه تو این بازار گرم کشورمون هر ننه من غریبمی دم از اسلام و مسلمونی میزنه........! اینم شد وضعیت؟؟؟!!! چقدر این روزا عقربه های ساعت تنبل شدن! + نوشته شده در دوشنبه 2 مهر1386 توسط محمد علی |
|
| ||||||