تبليغاتX
یک ذره در بینهایت

یک ذره در بینهایت

آخر سالی بگذارید حسابی خودم خالی کنم...........!

پ ن ۱ : خدا بگذار ناشکری های ۸۶ تکمیل بشه.......! چرا امسال باهام اینجوری کردی ؟؟؟ مثلا ما با هم یه قرارایی گذاشته بودیم......دیدی خدا جنبه نداشتی؟؟؟ دیدی جر زدی ؟؟؟ دیدی زدی زیرش.......! بازم این منم که باید بکشم کنار......!

پ ن ۲ : لعنت به هر چی مردونگی.....لعنت به هر چی مثبت اندیشی......لعنت به هر چی باز نگری.....! اصلا لعنت به من با این افکار تخماتیکم......!

پ ن ۳ : درست میشه .......درست میشه........!

پ ن ۴ : این آخر سالی عجیب افتادم تو مشکل.......! دعا کنید حل شه !

پ ن ۵ : بهارتون مبارک............!

+ نوشته شده در چهارشنبه 29 اسفند1386 توسط محمد علی |


جوجه کلاغ غمگین قصه سرشو بلند کرد و به آسمون که اومد نیگاه کنه،یه دونه کوچولوی اشک گوشه چشای سیاهش حلقه زد.سرشو انداخت پائین و با غمناک ترین آهنگ دنیاگفت: غااااررر......غااااارررر!!!

قدیما که بچه تر بودیم خیلی حال میکردیم، با پاهای گلی میدویدیم تو هال خونه، دنبال سنجاقک این ور و اون ور میرفتیم،با توپ لاکی دو لایه شیشه همسایه ها رو میشکوندیم، از تو کمد مامان بزرگ آجیل و شیرینی و شکلات کش میرفتیم..........تو خیابون لج میکردیم !حتی تو شلوارمون جیش میکردیم.....هیشکی ، هیچی بهمون نمیگفت......‍!

اما الان ......... دست تو دماغت بکنی از اون ور کشور فلانی زنگ میزنه و بنا به نصیحت که اولا  چرا دست کردی تو دماغت و ثانیا این کار از لحاظ بهداشتی نادرست می باشد  و نتایج زیان آفرینی رو طی زمان طولانی بر دیواره دماغ شما بوجود می آورد و ضمن اینکه دانشمندان علوم روان کاوی پی به این موضوع برده اند که طی سالها باعث خشونت فرد میگردد................!

یکی نیست بگه آخه به تو چه .....! بیکاری مگه ؟

 

پ ن : بگذریم .....!

 

+ نوشته شده در شنبه 18 اسفند1386 توسط محمد علی |


فضای ملتهبی است. پدر دارد با فریاد یک چیزهایی را از توی فضای زخم خورده ذهنش به  فضای سنگین خانه پرتاب میکند – تجلی غیرت در قدرت حنجره -  ! مادر دارد ذهن دلواپسش را با نفرین سبک میکند – از دست مادر بیش از این بر علیه فرزندانش کار بر نمی آید - !  برادری هم اگر در خانه باشد دارد ادای داد زدن را در می آورد و بلند بلند نقشه قتل میکشد !!!  - برادرها ، اکثراً ، بیش از این عرضه غیرتی شدن ندارند -  !!! فضا سنگین و پر از پرده دری های تکان دهنده است.
موضوع ؟ پرسیدن نداره ، خانم پسر بازی راه انداخته ! دختر یه وری از آب در اوومده ! بی ناموسی شده ! حالا هم قراره بقیه اعضای خانواده ی آبرودار با نمایش اعمال غیرت انگیز و غرور آمیز ، آب رفته رو به جوی برگردونن!
میزان پسر بازی را دیگر با ظرفیت ذهنی هر خانواده غیور ایرانی
Match   کنید......!

پ ن : به خدا رابطه سالم بود !!! فقط یه چایی بود و سیب زمینی سرخ کرده به عنوان نهار !!! حتی تو چشای همدیگه هم زل نزده بودن!!! حالا کی باور میکنه ؟!  ..........

+ نوشته شده در جمعه 3 اسفند1386 توسط محمد علی |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

نمیدانم چه میخواهم خدایا

به دنبال چه میگردم شب و روز

چه میجوید نگاه خسته من

چرا افسرده است این قلب پر سوز


خوونه
کد پستی



قدیم ندیما

آذر 1388

آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385



وصل شدگان

هی بوسه ی کهنه ی علاقه
همه ی دنیای کوچیک من
تنهایی عادت من است
فروغ فرخزاد - آوای آزاد
ویارهای پسری آبستن
مثل آب برای شکلات
چهره عزرائیل از نگاه
دانه تلخ خاموشی
سیاوش قمیشی
دندون یه آدم مرده
Epics of a Gipsy
عشق دیوونگی
شاید یه دیوونه
میکادونامه
دخترک
آواز قو
آشغال


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin