تبليغاتX
یک ذره در بینهایت

یک ذره در بینهایت

امروز خوشحالم...
یه روزی تمومه هدفم این بود که اون قدر بزرگ و بزرگ شم که دنیا محمدعلی رو بشناسن...
قول داده بودم به خودم که دنیایی رو فتح کنم،میخواستم به همه مخصوصا به خودم ثابت کنم که من "میتونم"....!
و تونستم.....! از خودم خوشم می اومد...از اینکه "نه" تو دهنم نبود،از اینکه همه کاری رو انجام میدادم...!
میخواستم همه ببینن که من "میتونم"...! صیغه "خواستن توانستن هست" رو شب به شب مشق میکردم....!
اما............
یهو ورق برگشت،یه دفعه از همه چی بریدم و بدم اومد...
دیگه نمیخواستم کسی باشم،دیگه بزرگ شدن نمیخواستم،حتی دلم نمیخواست یکی با صدای بلند بهم بگه مرحبا....
نمیخواستم سلام کنم،نمیخواستم بهم بگن عجب آدم بزرگی،نمیخواستم به پدرم بگن عجب پسری،دیگه نمیخواستم دیده شم.....!
میخواستم غریبه شم،میخواستم همه بگن عجب بچه تخسی،میخواستم......
امروز خوشحالم.....
چون امروز انگار به هدفم رسیدم....
۱۷ مرداد روز خبرنگار مبارک.....
امروز خوشحالم که فقط و فقط و فقط اینو خودم به خودم گفتم.....

پ ن : تو میری شاید که فردا رنگ بهتری بیاره.....

+ نوشته شده در پنجشنبه 17 مرداد1387 توسط محمد علی |


باید ها رو کشتم....نباید ها رو جاش کاشتم.....!

سوجی....! این وصله ی جدیدی و با معناییه که بهم میزنن...! بهم میآد....!

دلم میخواد اوغ بزنم تو هرچی .....استغفرالله......کافر هم شده ایم....!

عاشق بغض های بی گریه ام.....! این فشار روی گلو رو دوس دارم.....

پ ن : با همه تونم .......   " بس کنییییییییییییییید".........!

+ نوشته شده در یکشنبه 13 مرداد1387 توسط محمد علی |


باز هم گرما...باز هم ایستادن های طولانی...باز هم دسته گلهای مریم...باز هم دوربین دست مردم...
باز هم خوشحالی...باز هم صلوات...باز هم فرودگاه...!!!
بابام باز هم از مکه اومد...میگن بسیت و پنحمین باریه که میرفت.....!نمیدونم چرا اونجا از همه آروم تر من بودم! حتی اون پیرزن ۷۰-۸۰ ساله با یه دسته گل مصنوعی ار من سرحال تر میزد...!  
یه جورایی بدجورایی دلم ناجور شده بود...اما این روزا همه چی خوبه و آرومه...! احساس نسبتا خوبی دارم....اثری هم از جای مشت رو در و دیوار اتاقم نیست...!دگرگونی هام هم دیر به دیر ظاهر میشه....اینا همه نشونه های خوبیه؟ مگه نه؟؟؟

پ ن : اوضاع به راهه اخوی!!!....

+ نوشته شده در یکشنبه 6 مرداد1387 توسط محمد علی |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

نمیدانم چه میخواهم خدایا

به دنبال چه میگردم شب و روز

چه میجوید نگاه خسته من

چرا افسرده است این قلب پر سوز


خوونه
کد پستی



قدیم ندیما

آبان 1388

مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385



وصل شدگان

هی بوسه ی کهنه ی علاقه
همه ی دنیای کوچیک من
تنهایی عادت من است
فروغ فرخزاد - آوای آزاد
ویارهای پسری آبستن
مثل آب برای شکلات
چهره عزرائیل از نگاه
دانه تلخ خاموشی
سیاوش قمیشی
دندون یه آدم مرده
Epics of a Gipsy
عشق دیوونگی
شاید یه دیوونه
میکادونامه
دخترک
آواز قو
آشغال


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin