جدیدا بعد ۴ ترم درس خوندن تو دانشگاه پی به نکات ریزی بردم:
همه چی از یک جزوه شروع میشه...!!
+خانم ببخشید میتونید جزوه استاتیکتونو بدید من فتو بگیرم ؟!!!
- بله، خواهش میکنم...!!!!! من تو کلاس 108 نشستم،اگه میشه بعد فتو بیاریدش اونجا...!!!
گل پسر وقتی جزوه رو گرفت،جلدی از یونی میپره بیرون و میره خونه! بدون اینکه اونو فتو بگیره،اونو میندازه تو کتابخونش. بعد چند روز خانم گل رو توی دانشگاه میبینه و میگه میتونید شمارتونو بدید من باهاتون هماهنگ کنم که جزوه رو براتون بیارم !!!؟بعدش بده بستون شماره و اس ام اس و زنگ و شب زنده داری و ... !!! گل پسر عاشق خانم گل میشه و کم کم دید و بازدید ها زیاد میشه و ایستادن های طولانی تو سالن و ساندویچی و دعوت به خونه و ...!!!
این جریانات ادامه پیدا میکنه تا انتهای ترم!!! بعد از اتمام ترم و شروع شدن ترم جدید و اومدن
چس ترم ها و جدیدالورودیان،آقا گل پسر چشمش به جمال خانوم چشم قشنگ های جدید روشن میشه و سریع عاشقشون میشه.به این ترتیب با ساختن یه دعوای مضخرف میونشو با خانم گل بهم میزنه و میره با عشرت لب قلوه دوست میشه.البته خانوم گل هم هیج مشکلی نداره و آب تو دلش تکون نمیخوره ، چون یه هفته پیش جزوه اش رو داده بوده به یه ترم بالائی خوش هیکل که به جای پراید مزدا تری داشت....!!!!!
پ ن : دانشگاه شده Lovely House!!!!!!!
+
نوشته شده در دوشنبه 18 خرداد1388 توسط محمد علی
|